فارسیمدان
علاوه بر این در اواخر سال1337 هجری قمری پس از عقد پیمان عدم تجاوز و خاتمه جنگ عده ای از افراد پلیس جنوب تحت فرماندهی کاپیتان بن بر خلاف عهد نامه در منطقه جنوب کازرون به قشلاق طایفه فارسیمدان رفته، خانه ایاز شیبانی یکی از فرماندهان شجاع جنگی را غارت کردند که صاحب خانه در انجا حضور نداشت. وقتی جریان را به ایاز اطلاع می دهند وی از بی راهه خود را به مسیر نیروهای کاپیتان بن رسانده و با شلیک اولین تیر کاپیتان بن انگلیسی را به جزای اعمال خود می رساند. ایاز کاپیتان کش برای مدتی دور از چشم نظامی ها خود را مخفی می کند اما سرکنسول انگلیس دستور می دهد که از مسیح خان فارسیمدان بخواهند ایاز را تحویل دهد. فرمانفرمای فارس چندین بار از مسیح خان فارسیمدان می خواهد که دست از لجاجت بردارد و ایاز کاپیتان کش را تحویل دهد اما چون به نتیجه نمی رسد او را تهدید کرده و اتمام حجت نامه ای بدین مضمون برای مسیح خان می نویسد:
"آقای مسیح خان فارسیمدان چندین نامه نوشته و ایاز شیبانی را که قاتل کاپیتان ارشد انگلیس بود از شما خواستم که از تحویل وی خودداری کردید. قبلا هم از واسموس المانی و عده ای از خرابکاران را در پناه خود نگهداشته بودید. شنیده ام قلعه می سازی،اگر به قلعه ات می نازی مگر از توپ های شرپنل و قلعه کوب من خبر نداری؟ اگر به کوهای بلند فارس می نازی مگر از هواپیما های من خبر نداری؟ و اگر به صحرا و بیابانهایت افتخار می کنی مگرنمی دانی سواران بادپای من همه شما را نابود می کنند؟ معامله من و تو اعدام با چوبه دار و یا برادر کوچکترش کوبیدن سرت با تخماق فراشی است."
بدون شک مسیح خان فرزند عبداله بیگ یکی از مهره های سیاسی- اجتماعی جنوب ایران است که خود انگلیسی ها می نویسند :
اگر چه فارسیمدان ها هیچگاه بر ضد نیروهای صحرایی بوشهر اقدامی خصمانه نکردند ولی ناصر دیوان و اتباع شورشی او واسموس و همراهان او و ایازبیگ کاپیتان کش را در پناه خود نگهداشته با آنها آشکارا ابراز همراهی کرد. مسیح خان فارسیمدان در سال 1311 چندی پس از بازداشت صولت الدوله بر اثر بیماری در گذشت و به قول خودش ((تن پیلتن گذشت از پزشک)) . مرگ وی مصادف با طرح کودتای عشایر علیه رضا شاه با برنامه ریزی حسین خان دره شوری و بختیارها بود که متاسفانه توسط خیانت کاران این برنامه بر ملا شد. مسیح خان گفته بود همه گناهان و برنامه کودتا را به گردن من بیندازید تا مرا اعدام کنند و شما نجات پیدا کنید زیرا من بیمارم و امروز و فردا خواهم مرد، پس با کمال میل همه اتهامات را اقرار خواهم کرد.
مسیح خان تربیت یافته عبداله بیگ مردی که در بحرانی ترین شرایط نظم و امنیت قسمتی از فارس را به عهده گرفته بود و در کتاب آدمیت از او به نیکی یاد می کند.